تورا می بینمو میلم زیادت می شودت دردم
به سامانم نمی پرسی نمدانم چه سر داری
به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم
نرا هستی این که بگذاری مرا بر خاک و باد ریزی
گذاری هارو بازم پرس که تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن مگر در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی
بگیرد دامنت گردم
بعد 18 سال دلم شکست
منی که هیچ چیزو به دل نمی گرفتم
منی که همیشه محکم بودم
منی که همرو می بخشیدم
انقدر ترک خوردم که شکستم
تیکه های قلبم خیلی بزرگ نیستن که بشه جمعشون کرد
واسه همین اونارو جارو می کنم که حد اقل تو پای اونایی که می خوان از روش رد بشن نره که پاشونو زخمی کنه
نظر کسی برام مهم نیست فقط اگه کسی نظر داد حتما جوابشو میدم
حرف آخرم اشک نمی ریزم چون اشک مقدس هست و نمی خوام با نگاه های ناپاک آلوده بشه
بدرود
سلام خوبید ؟!
اینو دیشب نوشتم
سبک شعریم موضوع اون همه چی عوض شده چندتا هم دارم که تو وبلاگم ننوشتم
حالا بعدا می نویسم که یکیشون اسمش عبرت که من واقعا دوسش دارم مال روز قبل تولدم بود
دیگه چیزی نمی گم نظر فراموش نشه
<< عشق >>
آسمان قلبم را به رویت باز کردم
همان جولان گاه دریا
بی مرز گاه دنیا
و عاشقان را خبر کردم
تا در میان آنها آرزویی کنم
تا فرشتگان عالم را سجده کنان به سوی عشق فرا خوانم
گاه آزاد بودن عیب نیست
رهایی نگاهی به آینده ی دور
نه فرار از گذشته
بلکه آسایش آینده
نه فقط پرواز یک دست
بلکه عبور گاهی از چند دست
عاشقان رها
نه عاشقان دل بسته به موجود خاکی
بلکه آن عاشق دل باخته ی خدا
و آن زمان که اشک از چشمان او بارید
مرا با عشق آلایید
مرا تجربه ای دانید
که خاک بازی بود و پاک بازی
که سرانجام نیاز، فانی بود وگمراهی من
که گم نام از دروازه ی عشاق
با دلی آکنده از افسوس جهل
روزی رسد تا که آید از آسمان
عشقی دگر
4/3/87 <<سرما>>
ولی خدا تو تکی مثل تو نیست ولی من چی ؟!
این همه آدم دور من هست دوست خیلی دارم همیشه یه نفر پیدا می شه وقتمو
باهاش بگذرونم
ولی من یه نفرو می خوام که از خودم باشه با من باشه
هر وقت این حس بهم دست می ده که آره این یارو چقدر خوبه می تونمن باهاش باشم
چشم می خوره فرداش نیستو نابود می شه
همین س... ۳ ماه با من بود تو همه چی شریک بودیم رابطه دو طرفه
ولی نمی دونم به چه دلیلی ...
گله کردم منو ببخش خدا ولی تو دلم مونده بود
<<سرما>>
یه بار دیگه نوشتم
دلم پر شاید باشه شاید نباشه می دونم کسی از دوستای قدیمم نیست که برام نظر بده
می دونم همه کار دارن ولی بدونید دلم تنگ شده بود که اومدم نوشتم
دلم واسه پینکی تنگ شده
دلم واسه چوری تنگ شده
دلم واسه آبی تنگ شده
و بقیه که الان یادم نیست
دوست دارم همتون شاد باشید منم شادم تو هر شرایط
راستی امروز قیچی و تیغ ورداشتم افتادم به جون مو هام تا ته زدم
صاف صاف
می رم ولی برمیگردم
بای دوستان
سلام
خوبین؟!
زود تر از اون چیزی که گفته بودم آپ کردم
آخرین پستمم هست
دلم تنگ شده واسه همتون اگر اومدین و به من سر زدین نظر یادتون نره
راستی اسم کتابمو می خوام بذارم << به کجا روم>>
آخرین شعرمو که 2 روز پیش یعنی شب عاشورا نوشتمو براتون بنویسم
خیلی حرف داره ولی کوتاه
<<یادم کن>>
مرا دریاب مرا دریاب که دیگر کم سو شدم شعله ای دیگر ندارم
مرا بفهم مرا بفهم مرا که با هر غمت مرثیه ای در دلم بر پاست
مرا که با دوریت شِکوهِ هایی در دلم پا برجاست
مرا گوش کن مرا گوش کن مرا که برایت عاشقانه می گویم
مرا که هر اسمی را بر لبم نمی آورم
مرا ببین مرا ببین که رهگذری خالص و با گردی از غبارمی روم
سو به خاموشی جان می دهم به سکوت شب های بارانی در دل خود
جای می دهم
مرا حس کن مرا حس کن بدان قاصدک ها قاصد عشق منن قاصد این دل من
قاصد تنهاییم یادممممممممممممممم کن
<< سرما>>
خوبین؟!
منم خوبم
این یکی مونده به آخرین پستم هست که دارم می نویسم.
اول اسم خودمو بگم اسمم معین هست و ۱۷ سالمه که دارم واسه کنکور می خونم
تا سال دیگه اگه خدا خواست و با همت خودم دانشجو بشم
دوستان من یه داستانی رو خیلی وقت هست شروع کردم و دارم می نویسم
تا سال دیگه همین موقع ها فکر کنم تموم بشه
اگر خوب دراد و خدا باهام باشه چاپش می کنم
هنوز اسم نداره ولی بد نیست
تا سال آینده با اسم کتابم میام اگه دوست داشتید
بای
سکوت تا کی؟!
امیدواری تا کی ؟!
از سکوت تو می ترسم
از سکوتی که وقت جواب تورا فرا می گیرد
به خود می لرزم
می لرزم زیرا معنی سکوتت را نمی دانم
گفتن دوست دارم من از ته دل بود
حرف آخر من حرف عشق پنهان ماست
می خواهم مانند مجنون سر به کوه ها بزنم
می خواهم عشقمو در دل کوه داد بزنم
همان موقع که از فرط دل تنگی و خستگی
بر زمین سفت و سخت کوه سجده می زنم
امیدوارم که روزی سکوتت را بشکنی
امیدوارم که روزی اسم منو داد بزنی
من که می دانم امید واریم کمی بیهوده است
جز اوهام و خیالات سطحی است
تو دیگر مرا نمی شناسی
تو دیگر به من دل نمی بازی
گفتم این حرفارو تا خدشه ای بر دلت وارد شود
شاید این آخر من باشد
پس بدرود دنیا بدرود شعر بدرود عشق بدرود فریاد من
خوبین؟!؟!
چه خبر؟!؟!؟!
این چند وقت از دستم راحت بودین
امروز دفتر شعرمو یکی از دوستام داشت می خوند از یکی از شعرام خیلی خوشش اومد بهم گفت اینو می خوام خلاصه قرار شد این شعرو واسه آقا فرزاد که گل ماستو خداییش یه دونست تو دنیا تازه چی اونم واسه نمونست تو وبم بنویسم
این شعرم ماله دو سال پیش هست آهنگ هم داره اونم با گیتار
امید وارم خوشتون بیاد
...........................................................................................
<< حسرت بی تو>>
...........................................................................................
از دلم گذشتم این بار
واسه آخرین نگاهت
حالا که از من گذشتی خدا باشه پشت و پناهت
آرزوم با تو باشم در کنارت در کنارت
بوت کنم تا لحظه ی مرررررررگ تا بشم اسیرو خامت
دلم می خواد دستاتو بگیرم با هم بریم یه جای دور
با تو و دلم خلوت کنم برات بشم سنگ صبور
کاری نکن بدون تو راحت و آروم بمیرم
سر بذارم رو زانو هام از حسرت تو بمیرم
کاش می شدش از آسمون بارون زیبا بباره
خیس بشه اون چشمای من معنی دردو بدونه
جدا نشد این دل من از تو و هر چی با تو بود
تنها شدش اما هنوز دل خوش با تو بودنه .
سرما . م
...........................................................................................
از دوستای خوبم ممنون که میان نظر میدن دوستون دارم خیلی ماهید
...........................................................................................
سلام .
قول داده بودم شاد بنویسم.
نبینم کسی که میاد اینجا شاد نباشه![]()
![]()
![]()
![]()
امیدوارم همه شاد باشید و سربلند .
هیچوقت هم غم در خونه هاتونو نزنه.![]()
------------------------------------------------------------------------------------------
شاد بودن هنر است شاد کردن هنری بالا تر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد
بی غمی و پای کوبی رسم ماست
من نپسندم که به غم دیگران بخندی
تو که شادی رفته از رخ زردت
بیا با ما باش تا که شادی در دلت جانی فرا تر بگیرد.
------------------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------------------
سرما
------------------------------------------------------------------------------------------